تبليغاتX
بر روی تصویر ترک خورده من صدا مگذارید

کجایی؟

نمی بینمت !

...من که لمست می کنم ! من که احساست می کنم ! من که دستهای یخ زده ام رو تو گرمای دست تو رها می کنم ! پس چرا نمی بینمت ؟؟

نگاهت می کنم اما نمی بینمت !

حتی وقتی که بینمون به اندازه ی یک اشاره فاصله هست،وقتی که برای لمس پوستت زیر انگشتهام کافیه دستم و تکون بدم،دیواری هست که منو تو رو از هم جدا می کنه،که نگاهم رو تیره می کنه !

و ما فقط به این دیوار نگاه می کنیم

کجا دیواری با نگاه  فرو ریخته ؟!

راستی...از دنیای بی من ات چه خبر؟

هنوزم خیال نداری در هاشو به روی من باز کنی؟

اصلا تو از جنس کدوم سنگی که فقط گاهی سختی؟

همون "گاه" هایی که می خوام دنیا به آخر برسه !

همون "گاه" هایی که می ری تو دنیای خودت و من می مونم با سؤال هایی به بزرگی دنیای تو...!

هیچ می دونی با زجر به این نتیجه رسیدم که دنیای مشترکمون در مقایسه با دنیای تو خیلی ناچیز و ... خنده داره!؟

بهت حق می دم که نخوای دنیای خودت و به من نشون بدی !

که  نخوای کره ی زمینت رو انقدر کوچیک کنی که تو کره ی چشم من جا بشه !

اونوقت چی برای تو می مونه ؟! فقط چشمهای من... مگه نه؟

اونوقت برای رفتن به دنیای خودت فقط باید به من نگاه کنی !

و من انقدری نیستم که دنیای تو باشم.

اصلا حق هم ندارم که همچین چیزی رو ازت بخوام

اصلا حق ندارم هیچ چیزی از تو بخوام

تو اینطوری راحت تری ...

اینطوری مهربون تری ...

...

صدای سکوت می آد !

نوشته شده توسط پویا | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس من Our Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: پویا & Designer:arsalan.Nouri